فریدون مشيري
من روزخویش را
با آفتاب روے تو
ڪز مشرق خیال دمیدهست
آغازمیڪنم
من باتو
مینویسم و میخوانم
من با تو راه میروم و
حرف میزنم
و ز شوق این محال
ڪہ دستم بـہ دست توست!
من،جاے راه رفتن
پرواز می ڪنم!
برچسب:
نویسنده: بهراد امینی